امیرمحمد خالقی درمیان، دانشجوی اهل سنت دانشگاه تهران و فرزند مولوی عبدالرحمن، شامگاه چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۳، در نزدیکی کوی دانشگاه، هدف حملهٔ سارقان مسلح قرار گرفت.
امیرمحمد خالقی که بود؟
این دانشجوی اهل محمدآباد پایین در استان خراسان جنوبی، هنگام بازگشت به خوابگاه، در چندمتری درِ پشتی کوی دانشگاه با حملهٔ دو موتورسوار مواجه شد. گفته میشود که او در برابر سرقت مقاومت کرد و مهاجمان با ضربات چاقو او را بهشدت زخمی کردند. او پس از چند متر دویدن در حالی که خونریزی شدیدی داشت، کنار پل عابر پیادهٔ بزرگراه جلال بر زمین افتاد. تلاش پزشکان برای احیای او در بیمارستان شریعتی بینتیجه ماند و سرانجام صبح پنجشنبه ۲۵ بهمن جان خود را از دست داد.
ماجرا از این قرار بود که در روز چهارشنبه ۲۴ بهمن ساعت ۹ شب امیر محمد خالقی در کوچه جنت منتهی به بزرگراه جلال آل احمد تهران در حال عبور بود که با راکبان موتور سیکلت (زورگیر) مواجه میشود.
زورگیران قصد داشتند تلفن همراه او را به سرقت ببرند و با مقاومت امیر محمد مواجه شدند.
در نهایت این زورگیران ضربات چاقویی به او وارد کردند و سپس متواری شدند امیرمحمد که دستش را بر روی سینه خود قرار داده بود خود را به اتوبان رساند اما نتوانست بر روی پای خود بایستد و نقش بر زمین شد.
امیرمحمد خالقی درمیان، ورودی ۱۴۰۲ رشته مدیریت کسب و کار، اهل خراسان جنوبی بود و به تازگی ترم چهارم تحصیلی خود را شروع کرده بود. آن طور که دوستانش میگویند، روز حادثه در واقع اولین روز کاری بود. او در زمان حادثه، از محل کار خود در میدان انقلاب به خوابگاه بازمیگشت.
یکی از دوستان همخوابگاهی امیرمحمد در گفتگو با فراز میگوید: «چهارشنبه اولین روز کاری امیرمحمد بود، به همین خاطر آن روز علاوه بر گوشی موبایل، لپتاپ هم همراهش بود. آن قدر برای کار شوق و ذوق داشت که شب شاید دو سه ساعت هم نخوابید. به ما گفت نهار و شامش را بگیریم.»
این دانشجو در مورد شب حادثه میگوید: «امیرمحمد همیشه نهایتا تا ده شب به خوابگاه برمیگشت. شب گذشته، وقتی تا حدود دوازده شب برنگشت، نگرانش شدیم و سراغ حراست رفتیم.
مسئول حراست فقط گفت مثل این که یک دانشجویی چاقو خورده و الان بیمارستان است. وقتی به بیمارستان شریعتی رسیدیم، متوجه شدیم امیرمحمد از ساعت نه و نیم شب در اتاق عمل است.»
این دانشجو در مورد جزئیات حادثه میگوید: «آن طور که ما متوجه شدیم، حوالی ساعت نه شب امیرمحمد در فاصله چندمتری از در پشتی خوابگاه قرار داشته که یک موتورسوار و سرنشین آن، به سمت او میروند. امیرمحمد حساسیت زیادی روی وسایلش داشت. احتمالا مقاومت کرده و آنها هم با چاقو به او حمله میکنند. چیزی که مشخص است، بعد از زخمی شدن چند متر پشت سر موتوری میدود و بعد از خیابان، کنار پل عابر پیاده بزرگراه جلال روی زمین میافتد. ما فیلم دوربینها را دیدیم،
چهره مهاجمان خیلی مشخص نیستگفته میشود یکی از دانشجویان موقع بازگشت به خوابگاه بدن خونی این دانشجو را در آن محل دیده و عابران پیاده او را به بیمارستان منتقل میکنند. یکی از همخوابگاهیهای امیرمحمد در مورد وضعیت او در بیمارستان میگوید: «دکتر میگفت فقط بیست دقیقه تلاش کردند او را احیا کنند، تقریبا همه اعضای داخلی بدن آسیب دیده بود. بعد از آن به آیسییو منتقل شد اما حدودا هفت و نیم صبح بود که جان خود را از دست داد.»
به گفته دوستان خوابگاهی امیرمحمد، حراست اصلا توجهای به موضوع چاقو خوردن یک دانشجو در نزدیکی خوابگاه نداشته و تا زمان حضور آنها در بیمارستان، هیچ گونه پیگیری برای وضعیت درمان امیرمحمد انجام نداده بود؛ حتی شماره همراه خانواده این دانشجو را در اختیار دوستانش قرار نداد. گفته میشود، خود مسئولان دانشگاه پس از فوت امیرمحمد به بهانه نیاز برای عمل فوری آپاندیس، از خانواده این دانشجو درخواست کردهاند هرچه زودتر خود را به تهران برسانند