زینب (میترا) کمایی، یکی از چهرههای شاخص در ادبیات پایداری و مذهبی معاصر ایران است که به دلیل شیوه خاص زندگی و نحوه شهادتش، به عنوان نمادی از «مقاومت و خودسازی» در میان قشر مذهبی شناخته میشود. زندگی او آمیختهای از تحول شخصی، فعالیتهای انقلابی و فرجامی تلخ و تکاندهنده است. در ادامه این مطلب، شرح کاملی از زندگی این بانوی شهیده را از تولد تا شهادتش را مرور میکنیم.
بیوگرافی زینب کمایی؛ از کودکی تا شهادت
زینب کمایی در خردادماه سال ۱۳۴۶ در شهر آبادان به دنیا آمد. نامی که خانواده در ابتدا برای او برگزیدند «میترا» بود. او در خانوادهای پرجمعیت (دارای سه خواهر و دو برادر) بزرگ شد. پدرش کارگر پالایشگاه نفت آبادان بود و محیط خانوادگی آنها، مانند بسیاری از خانوادههای آن زمان، ترکیبی از سنن مذهبی و فضای مدرن شهری آبادان بود.
تحول روحی و تغییر نام
با اوجگیری جریانات انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، میترا که نوجوانی تیزهوش و پرسشگر بود، به شدت تحت تأثیر آرمانهای امام خمینی قرار گرفت. این تحول تا حدی عمیق بود که او تصمیم گرفت نام خود را از «میترا» به «زینب» تغییر دهد.
چرا میترا کمایی اسم خود را به «زینب» تغییر داد؟
او معتقد بود نام زینب (س) مظهر ایستادگی و پیامرسانی است و با آرمانهای جدید او همخوانی بیشتری دارد. اگرچه خانوادهاش همچنان او را میترا صدا میزدند، اما او در تمامی فعالیتها و دفترچههای شخصیاش خود را «زینب» معرفی میکرد.
مهاجرت به شاهینشهر و فعالیتهای اجتماعی
با شروع جنگ تحمیلی و محاصره آبادان، خانواده کمایی مجبور به مهاجرت شدند و در نهایت در شهر شاهینشهر اصفهان سکنا گزیدند. شاهینشهر در آن زمان بافت فرهنگی خاصی داشت و حضور گروههای مختلف سیاسی و فرهنگی در آن بسیار پررنگ بود.
زینب در دبیرستان ۲۲ بهمن شاهینشهر مشغول به تحصیل شد و فعالیتهای خود را در چند جبهه آغاز کرد:
-
فعالیت در بسیج و انجمن اسلامی: او از فعالان اصلی مدرسه در برگزاری مراسمهای مذهبی، نمایشگاههای کتاب و جلسات بحث بود.
-
ترویج حجاب: زینب حجاب برتر (چادر) را انتخاب کرد و با زبانی نرم و مستدل، سعی در جذب دوستان و همکلاسیهایش به مفاهیم مذهبی داشت.
-
برنامه ریزی برای خودسازی: او دفترچهای داشت که در آن برای خود «جدول محاسبه نفس» طراحی کرده بود؛ یعنی هر شب به اعمال روزانهاش (نماز اول وقت، مطالعه، کمک به دیگران و…) نمره میداد.
تقابل با گروههای معاند
فعالیتهای تأثیرگذار زینب در محیط کوچک شاهینشهر، خشم گروههای معاند (بهویژه سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین) را برانگیخت. او بارها به دلیل فعالیتهایش تهدید شده بود، اما بدون ترس به راه خود ادامه میداد.
نحوه شهادت مظلومانه زینب کمایی
در شب اول فروردین سال ۱۳۶۱، در حالی که زینب تنها ۱۴ سال داشت، هنگام بازگشت از مسجد به سمت خانه، توسط اعضای گروهک منافقین ربوده شد.
پیکر مطهر او سه روز بعد پیدا شد. مهاجمان با استفاده از چادر خودش، او را خفه کرده و به شهادت رسانده بودند. این جنایت به دلیل کینهای بود که از فعالیتهای فرهنگی و مذهبی این نوجوان در سطح شهر داشتند.
پیکر او در کنار شهدای عملیات فتحالمبین در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.
میراث و کتاب «راز درخت کاج»
داستان زندگی زینب کمایی سالها بعد با انتشار کتابی به نام «راز درخت کاج» نوشته معصومه رامهرمزی، به شهرت رسید. این کتاب بر اساس خاطرات مادر و خانواده او تدوین شده و به خوبی جزئیات خودسازیها و روحیات او را به تصویر کشیده است.
نکته جالب: زینب در دستنوشتههایش نوشته بود که قصد دارد با اعمالش «خالص» شود. شهادت او در سن نوجوانی، او را به یکی از نمادهای «شهدای دانشآموز» در ایران تبدیل کرد.




