شاعر روشن دل کیست؟ | حقایقی تکان‌دهنده از زندگی و آثار پدر شعر فارسی

در ادامه این مطلب، مروری بر زندگی پرفراز و نشیب رودکی سمرقندی، پدر شعر فارسی، از درخشش در دربار سامانی تا فرجام تلخ نابینایی و داستان علمی کشف مزار و بازسازی چهره او در قرن اخیر، خواهیم داشت.

وقتی صحبت از «شاعر روشن‌دل» به میان می‌آید، ذهن هر ایرانیِ اهل ادبیاتی بلافاصله به سمت رودکی سمرقندی، پدر شعر فارسی می‌رود. اما از آنجا که لقب «روشن‌دل» به معنای نابینا، به شکلی نمادین و گسترده با نام رودکی گره خورده است، در این بخش از دیبامگ مطلبی کامل درباره این ستاره درخشان آسمان ادب پارسی برایتان آورده شده است.

رودکی سمرقندی کیست؟

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم، نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و ملقب به «آدم‌الشعرا»، در قرن سوم و چهارم هجری می‌زیست. او نابغه عجیبی بود که توانست با وجود نابینایی، توصیفاتی چنان دقیق از طبیعت و رنگ‌ها ارائه دهد که هنوز هم مایه شگفتی است.

۱. از تولد در روستای رودک تا دربار سامانی

رودکی در سال ۲۴۴ هجری در روستای «بَنُج» از توابع رودک در نزدیکی سمرقند (تاجیکستان امروزی) به دنیا آمد.

درباره اینکه او مادرزاد نابینا بوده یا بعدها نابینا شده، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ برخی از نویسندگان همانند محمد عوفی در لباب‌الالباب رودکی را کور بدو تولد دانسته‌اند، همچنین قدیمی‌ترین منبع، رودکی را اکمه (کور مادرزاد) خوانده است. با این حال، قدرت تصویرگری او در اشعارش چنان بالاست که برخی معتقدند او باید مدتی جهان را دیده باشد.

او در ۸ سالگی قرآن را حفظ کرد و به دلیل صدای بسیار خوش و مهارت در نواختن «بربط» و «چنگ»، به سرعت مشهور شد.

۲. عصر طلایی در دربار امیر نصر سامانی

رودکی در دوران طلایی حکومت سامانیان، به دربار راه یافت و به شاعر محبوب امیر نصر بن احمد سامانی تبدیل شد. او در این دوران به ثروت و عزت فراوانی رسید؛ به طوری که می‌گویند وقتی سفر می‌کرد، ۲۰۰ غلام و ۴۰۰ شتر بنه و اسباب او را حمل می‌کردند.

۳. خانواده و زندگی شخصی

اطلاعات بسیار دقیقی از نام همسر یا فرزندان او در تذکره‌ها نیامده است، اما می‌دانیم که او مردی خوش‌گذران، بلندطبع و در عین حال حکیم بود. او تمام عمر خود را صرف هنر و موسیقی کرد و شاگردان زیادی را در عرصه شعر پرورش داد.

۴. آثار و شاهکارهای ادبی

گفته می‌شود رودکی بیش از یک میلیون بیت شعر داشته است، اما متأسفانه امروز تنها حدود ۱۰۰۰ بیت از آن باقی مانده است.

  • کلیله و دمنه منظوم: بزرگترین کار او منظوم کردن کتاب حکیمانه «کلیله و دمنه» بود که به فرمان امیر سامانی انجام داد. (امروز تنها ابیات پراکنده‌ای از آن مانده است).

  • سندبادنامه: او این اثر را نیز به نظم درآورد.

  • قالب‌های شعری: او را واضع قالب «رباعی» می‌دانند و در غزل و قصیده نیز پیشرو بود.

۵. وفات و پایان غم‌انگیز

با تغییر اوضاع سیاسی در دربار سامانی و برکناری حامیان رودکی (مانند ابوالفضل بلعمی)، او نیز مورد بی‌مهری قرار گرفت و به زادگاهش بازگشت. رودکی در سال ۳۲۹ هجری در تنگدستی و تنهایی درگذشت و در همان روستای بنج به خاک سپرده شد.

۶. کشف مزار رودکی در قرن اخیر

همه می‌دانستند رودکی در اواخر عمر به زادگاهش بازگشته، اما مکان دقیق روستای او (بَنُج) و مزارش گم شده بود. صدرالدین عینی (نویسنده و ادیب بزرگ تاجیکستان) با جست‌وجو در نسخه‌های خطی بسیار قدیمی و تذکره‌هایی مانند «لباب‌الالباب»، به نام روستایی در منطقه پنج‌کنت (در تاجیکستان امروزی) رسید که با ویژگی‌های جغرافیایی اشعار رودکی همخوانی داشت.

عینی به آن منطقه سفر کرد و در میان اهالی محلی جست‌وجو کرد. او در روستای «بنج‌رودک» به قبرستانی قدیمی برخورد که مردم محلی به یکی از قبرهای آن احترام ویژه‌ای می‌گذاشتند و معتقد بودند مزار پیرمردی عالم و بزرگ است. اما برای اثبات اینکه این استخوان‌ها واقعاً متعلق به رودکی است، به دانش مدرن نیاز بود.

در سال ۱۹۵۶ (تقریباً ۷۰ سال پیش)، میخائیل گراسیموف، انسان‌شناس و مجسمه‌ساز مشهور شوروی که تخصصش بازسازی چهره از روی جمجمه بود، به تیم تحقیق ملحق شد. مزار باز شد و گراسیموف با بررسی استخوان‌ها به نتایج حیرت‌انگیزی رسید که با تاریخ همخوانی داشت:

گراسیموف با معاینه حدقه چشم‌های جمجمه متوجه شد که اعصاب بینایی قطع شده‌اند، اما نکته تکان‌دهنده این بود که او فهمید رودکی مادرزاد نابینا نبوده، بلکه در اواخر عمر با ذغال گداخته یا میله داغ، چشمانش را میل کشیده و کور کرده بودند. همچنین شکستگی‌های متعدد در ستون مهره‌ها و دنده‌های وی از شکنجه شدنش پیش از مرگ حکایت می‌کند (به دلیل غضب دربار سامانی).

نبودن دندان‌ها در جمجمه با یکی از مشهورترین قصاید رودکی (قصیده پیری) که در آن از ریختن دندان‌هایش شکایت می‌کند، کاملاً مطابقت داشت:

«سپید سیم‌زده بود و دُر و مرجان بود / عصایِ پیر مرا گشت و بازِ چنگال است»

۷. ساخت آرامگاه باشکوه

پس از اثبات علمی، هویت جسد تایید شد. در سال ۱۹۵۸، به مناسبت هزار و صدمین سالگرد تولد رودکی، بنای یادبود زیبایی با گنبدی لاجوردی در روستای پنج‌رود ساخته شد. این مکان امروزه زیارتگاه اهل ادب از سراسر جهان (به‌ویژه ایرانیان، تاجیک‌ها و افغان‌ها) است.

 

۸. نمونه اشعار؛ آیینه حکمت و احساس

ماجرای بازگشت امیر به بخارا: مشهورترین سروده او مربوط به زمانی است که امیر نصر سامانی طولانی‌مدت در هرات مانده بود و لشکریان دلتنگ خانه بودند. رودکی چنگ نواخت و این سرود را خواند که باعث شد امیر بدون چکمه سوار اسب شود و به سمت بخارا بتازد:

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست

خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

آفرین و مدح سود آید همی

گر به گنج اندر زیان آید همی

پند و حکمت:

زمانه پندی آزادوار داد مرا

زمانه چون نگری سر به سر همه پند است

به روزِ نیکِ کسان گفت: تا، تو غم نخوری!

بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است

زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه

که‌را زبان نه به بند است، پای در بند است

نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید