جزئیات کتاب «عاشق نامه» اثر عبید زاکانی

با جزئیات کامل کتاب عاشق نامه اثر عبید زاکانی با ما در دیبامگ همراه باشید.

· نویسنده‌ی بیوگرافی، مذهبی و کمک‌درسی انتشار: · ۴ دقیقه مطالعه

عاشق نامه یکی از آثار ادبی عبید زاکانی شاعر طنزپرداز ایرانی است. وی پرچمدار طنز انتقادی و دارای آثار مهمی چون «موش و گربه» و «رساله دلگشا» است. در ادامه این مطلب از دیبامگ جزئیات بیشتری درباره این شاعر و کتاب عاشق نامه او میخوانید.

عاشق نامه اثر عبیدزاکانی

«عاشق‌نامه» اثری ادبی است که نویسنده‌اش عبیدزاکانی بوده است. این کتاب به عنوان یکی از آثار برجستهٔ ادبیات فارسی شناخته می‌شود و در آن به موضوعاتی همچون عشق، دوستی، انتظار، وفاداری، و احساسات عمیق انسانی پرداخته می‌شود.

خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانی از شاعران و نویسندگان طنزپرداز قرن هشتم می باشد که در قزوین متولد شد. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. به همین دلیل زاکانی به دلیل نسبت داشتن با خاندان زاکان شهرت فراوان داشت.

وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقهٔ مشخصی از اجتماع قرار داد. وی در حدود سالهای ۷۷۱ و ۷۷۲ هجری قمری زندگی را بدرود گفت. از آثار برگزیدهٔ او می‌توان به مثنوی عشاق‎نامه، کتاب اخلاق‌الاشراف، ریش‌نامه، صد پند، لطایف و ظرایف، رسالهٔ دلگشا و بالاخره منظومهٔ معروف موش و گربه اشاره کرد.

عاشق نامه اثر عبید زاکانی
عاشق نامه اثر عبید زاکانی

فهرست کتاب:

بخش ۱ – سرآغاز: خدایا تا از این فیروزه ایوان – فروزد ماه و مهر و تیر و کیوان

بخش ۲ – در وصف معشوق: بتی فرخ رخی فرخنده رائی – به شهرستان خوبی پادشاهی

بخش ۳ – غزل: خم ابروی او در جان فزائی – طراز آستین دلربائی

بخش ۴ – سخن در عشق: نخستین روز کاین چشم بلاکش – مرا از عشق او در جان زد آتش

بخش ۵ – عرض شوق: شبی شوقم شبیخون بر سر آورد – ز غم در پای دل جوشی برآورد

بخش ۶ – غزل: دلم زین بیش غوغا برنتابد – سرم زین بیش سودا برنتابد

بخش ۷ – واقف شدن معشوق از حال عاشق: در آن شبهای تار از بیقراری – چو بسیاری بنالیدم بزاری

بخش ۸ – پیغام فرستادن عاشق به معشوق: پس از عمری که دل خونابه میخورد – خرد بیرون شد و دل کار میکرد

بخش ۹ – غزل همام: بدیدم چشم مستت رفتم از دست – گوام دایر دلی گویائی هست ؟

بخش ۱۰ – پیغام رسانیدن قاصد: ضمیر پاک آن مرغ سخن ساز – چو این افسانه کردم پیشش آغاز

بخش ۱۱ – خطاب معشوق با قاصد: چو زلف خویشتن ناگه برآشفت – بتندید و در آن آشفتگی گفت

بخش ۱۲ – غزل: ز سوز عشق من جانت بسوزد – همه پیدا و پنهانت بسوزد

بخش ۱۳ – تمامی سخن معشوق: ترا آن به که راه خویش گیری – شکیبائی در این ره پیش گیری

بخش ۱۴ – رسیدن جواب عاشق بمعشوق: چو این پیغامها در گوش کردم – بکلی ترک عقل و هوش کردم

بخش ۱۵ – پیغام فرستادن بمعشوق: دگر بار از سر سوزی که دانی – در آن بیچارگی و ناتوانی

بخش ۱۶ – رفتن قاصد پیش معشوق: دگر بار آن فسونگر مرغ چالاک – چو پیشش می‌نهادم روی بر خاک

بخش ۱۷ – جواب گفتن معشوق بقاصد: چو بشنید این سخن را سرو آزاد – جوابش داد کای فرزانه استاد

بخش ۱۸ – حدیث گفتن قاصد با معشوق: دگر بار آن فسون پرداز استاد – بر او افسونی از نو کرد بنیاد

بخش ۱۹ – پاسخ معشوق قاصد را بار دیگر: چو با همراز خود همداستان شد – زبان بگشاد و با او همزبان شد

بخش ۲۰ – وصف بهار: سحرگاهی که باد صبحگاهی – ببرد از چهره گردون سیاهی

بخش ۲۱ – غزل: گر آن مه را وفا بودی چه بودی – ورش ترس از خدا بودی چه بودی

بخش ۲۲ – رسیدن قاصد و بشارت و عنایت معشوق: در این اندیشه شب را روز کردم – فراوان ناله دلسوز کردم

بخش ۲۳ – آمدن معشوق به خانه عاشق: چو زرین بال عنقای سرافراز – ز مشرق سوی مغرب کرد پرواز

بخش ۲۴ – در صفت وصال: چنین زیبا نگاری دلستانی – به رعنائی و خوبی داستانی

بخش ۲۵ – در صفت حال: دلا تا چند از این صورت پرستی – قدم بر فرق هستی زن که رستی

بخش ۲۶ – در زوال وصال و شب فراق: من اندر عیش و بختم در کمین بود – چه شاید کرد چون طالع چنین بود

بخش ۲۷ – آگاه شدن عاشق از حال معشوق: چو این ناخوش خبر در گوشم آمد – به صد زاری دل اندر جوشم آمد

بخش ۲۸ – غزل همام: خیالی بود و خوابی وصل یاران – شب مهتاب و فصل نوبهاران

بخش ۲۹ – تمامی سخن: دریغ آن روزگار شادمانی – دریغ آن در تنم زندگانی

بخش ۳۰ – در خواب دیدن عاشق معشوق را: شبی چون شام در فریاد و زاری – به صبح آوردم اندر نوحه کاری

بخش ۳۱ – پیغام فرستادن عاشق بمعشوق: الا ای باد عنبر بوی مشکین – ندیم و مونس عشاق مسکین

بخش ۳۲ – مناجات: چه کم گردد خدایا از خدائیت – چه نقصان آید اندر پادشائیت

بخش ۳۳ – در خاتمه کتاب: به بهتر طالع و فرخنده‌تر فال – دوم روز رجب در نون الف ذال

نویسنده‌ی بیوگرافی، مذهبی و کمک‌درسی

از دوران کودکی، نوشتن برای من یک سرگرمی جذاب بوده. در سال 1401، در سال آخر دوره ارشد، تصمیم گرفتم که این علاقه رو به یک حرفه تبدیل کنم و وارد دنیای تولید محتوای متنی بشم. من از نوشتن درباره موضوعات متنوع لذت می‌برم و همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید هستم. به همین دلیل، در اردیبهشت 1403 به تیم دیبامگ پیوستم و از اون زمان تا به حال، با اشتیاق در این تیم فعالیت می‌کنم.

اصول تحریریه‌ی دیبامگ — چطور می‌نویسیم، بازبینی و اصلاح می‌کنیم.

دیدگاه شما