کلماتی که با “خا” شروع میشوند، شامل واژههای جالب و آموزندهای هستند که میتوانند به یادگیری کودکان کمک کنند. به عنوان مثال، “خواب” به معنای استراحت و آرامش است که همه ما به آن نیاز داریم.
فهرست مطالب
“خاک” نیز نشاندهنده زمین و محیطی است که گیاهان در آن رشد میکنند. همچنین، “خانواده” به گروهی از افراد اشاره دارد که با هم زندگی میکنند و از یکدیگر حمایت میکنند. این کلمات نه تنها به یادگیری حروف و صداها کمک میکنند، بلکه مفاهیم مهمی را نیز به کودکان آموزش میدهند. با یادگیری این کلمات، کودکان میتوانند دایره واژگان خود را گسترش دهند و به راحتی در مورد موضوعات مختلف صحبت کنند.
کلمه با خا شروع میشود
-
- خاله: خواهر مادر
- خاک: ذرات ریز سطح زمین
- خاطر: ذهن، یاد
- خالص: بدون ناخالصی، پاک
- خانواده: گروهی از افراد که با هم نسبت دارند
- خاصیت: ویژگی، اثر
- خارج: بیرون
- خاویار: تخم ماهی خاص
- خادم: خدمتگزار
- خاکستر: بقایای سوختهشده
- خاور: شرق
- خاورمیانه:شرق میانی
- خاشاک: شاخهها و برگهای خشک
- خاطره: یاد و تجربه گذشته
- خاکی: فروتن، رنگ شبیه به خاک
- خاموش: بیصدا، بدون روشنایی
- خاکروبه: زباله و گرد و غبار
- خاکریز: تودهای از خاک برای ایجاد مانع
- خاشع: فروتن، متواضع
- خاشعانه: با تواضع و فروتنی
کلمه با خا برای کلاس دوم
این کلمهها هم با «خا» شروع میشوند و بچههای کلاس دوم در کتابها و زندگی روزمره زیاد با آنها روبهرو میشوند.
- خانه: جایی که در آن زندگی میکنیم
- خانم: بانو
- خار: تیغ تیز روی ساقهی بعضی گیاهان
- خارپشت: جانور کوچکی که بدنش پر از تیغ است
- خال: نقطهی کوچک رنگی روی پوست یا پارچه
- خالدار: خالخال، مثل بال کفشدوزک
- خالی: چیزی که داخلش چیزی نیست
- خام: نپخته، مثل هویج خام
- خامه: چربی شیر که با آن کیک را تزئین میکنند
- خاکستری: رنگی میان سیاه و سفید
- خاکانداز: وسیلهای برای جمع کردن آشغال از روی زمین
- خاکشیر: دانههای ریزی که در شربت میریزند
- خاص: ویژه، مخصوص
- خالق: آفریننده
- خانگی: درستشده در خانه، مثل نان خانگی
- خالهبازی: بازی بچهها با عروسک و ظرفهای کوچک
- خاموشی: نبودن نور، قطع شدن برق
- خارجی: اهل کشوری دیگر
چند جمله با این کلمهها:
- خانهی خالهام حیاط بزرگی دارد.
- خارپشت زیر بوتهی پر از خار پنهان شد.
- کفشدوزک بالهای قرمز و خالدار دارد.
- مادرم روی کیک تولدم خامه زد.

کلمه با خوا شروع میشود
-
- خواهر: همخون مونث
- خواسته: میل، درخواست
- خواستگار: کسی که تقاضای ازدواج میکند
- خواستن: طلب کردن، اراده داشتن
- خواهش: تقاضا، درخواست مؤدبانه
- خواهد: شکل صرفشده فعل “خواستن”
- خواهنده: کسی که درخواست دارد
- خواهری: ویژگی یا ارتباط خواهر بودن
- خواستنی: جذاب، مطلوب
- خواهناخواه: چه بخواهی چه نخواهی
- خواجه: عنوانی قدیمی برای بزرگان یا مردی که اخته شده باشد
- خواهان: مشتاق، طالب
- خواص: جمع خاص، افراد ویژه
- خواستار: کسی که چیزی را میخواهد
- خواف: نام شهری در ایران
- خواب: حالت استراحت بدن و ذهن
- خوابگاه: محل خوابیدن
- خوابآلود: کسی که احساس خوابآلودگی دارد
- خوابیدن: عمل به خواب رفتن
- خوابنما: کسی که در خواب چیزی میبیند





