شعر آمد بهار جانها + عکس نوشته، متن و دانلود آهنگ چاوشی و غزل خوانی

در ادامه این مطلب متن شعر آمد بهار جانها محسن چاوشی و شعر کامل مولانا را به همراه فایل صوتی آهنگ چاوشی، غزل خوانی شعر مولانا و مجموعه ای از عکس نوشته های مرتبط با این شعر قرار داده شده است.

· نویسنده‌ی بیوگرافی، مذهبی و کمک‌درسی انتشار: · ۳ دقیقه مطالعه

احتمالا شما هم آهنگ معروف “امد بهار جانها محسن چاوشی” را شنیده اید. چاوشی با روح بخشی به فصل بهار با این آهنگ و شعر مولانا جایگاه ویژه‌ای در دل‌ها پیدا کرده است. این تلفیق هنرمندانه، زیبایی‌های بهار را با عمق و معنای اشعار مولانا درآمیخته و اثری جاودانه خلق کرده است.

فهرست مطالب

در این مجموعه، زیباترین عکس‌نوشته‌های این شعر فاخر، همراه با متن کامل و امکان دانلود آهنگ چاوشی و غزل‌خوانی شعر مولانا، گردآوری شده است. با تماشای این عکس‌نوشته‌ها و شنیدن این آهنگ دلنشین، روح خود را به بهار بسپارید و از زیبایی‌های این فصل لذت ببرید.

متن آهنگ آمد بهار جانها محسن چاوشی

آمد بهار جان ها ای شاخ تر برقص آ
چون یوسف اندر آمد مصر و شکر برقص آ
ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر
ای شیرجوش در رو جان پدر برقص آ

آمد بهار جان ها ای شاخ تر برقص آ ای شاخ تر برقص آ
ای شاخ تر به رقص آ جان پدر برقص آ جان پدر برقص آ

از پا و سر بریدی بی پا و سر برقص آ ای خوش کمر برقص آ
از عشق تاجداران در چرخ او چو باران
آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر برقص آ
در دست جام باده آمد بتم پیاده
گر نیستی تو ماده زان شاه نر برقص آ

آمد بهار جان ها ای شاخ تر برقص آ ای شاخ تر برقص آ
ای شاخ تر به رقص آ جان پدر برقص آ جان پدر برقص آ

از پا و سر بریدی بی پا و سر برقص آ ای خوش کمر برقص آ
ای شاخ تر به رقص آ جان پدر برقص آ جان پدر برقص آ
از پا و سر بریدی بی پا و سر برقص آ ای خوش کمر برقص آ

♪♪♫♫♪♪♯

دانلود اهنگ آمد بهار جانها چاوشی

⏬دانلود⏬

عکس نوشته آمد بهار جانها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شعر کامل آمد بهار جانها مولانا

آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تَر به رقص آ

چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ

ای شاهِ عشق‌‌پرور‌، مانندِ شیرِ مادر

ای شیرجو‌ش‌! در رو، جانِ پدر‌، به رقص آ

چوگان ِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی

از پا و سر بُریدی، بی‌پا و سر به رقص آ

تیغی به دست خونی، آمد مرا که: چونی؟

گفتم:«بیآ که خیر است»، گفتا: «نه شر» به رقص آ

از عشق، تاج‌داران در چرخِ او چو باران

آن جا قبا چه باشد؟ ای خوش‌کمر! به رقص آ

ای مست ِ هست‌گشته، بر تو فنا نبشته

رقعه‌ی فنا رسیده، بهرِ سفر به رقص آ

در دست، جام ِ باده، آمد بُتم پیاده

گر نیستی تو ماده، ز آن شاه ِ نر به رقص آ

پایان ِ جنگ آمد، آواز ِ چنگ آمد

یوسف زِ چاه آمد، ای بی‌هنر! به رقص آ

تا چند وعده باشد؟ وین سَر به سجده باشد؟

هَجرم ببُرده باشد، دنگ و اثر به رقص آ

کی باشد آن زمانی؟، گوید مرا: «فلانی!»

کای بی‌خبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ

طاووس ِ ما در‌آید و آن رنگ‌ها برآید

با مرغ ِ جان سراید: بی‌بال و پر به رقص آ

کور و کران ِ عالَم، دید از مسیح، مرهم

گفته مسیح ِ مریم کِ:«ای کور و کر!» به رقص آ

مخدوم، شمسِ دین‌ست، تبریز رشکِ چین‌ست

اندر بهار حُسنش، شاخ و شجر به رقص آ

دانلود خوانش غزل آمد بهار جانها

 

⏬دانلود⏬

غزل شمارهٔ ۱۸۹ دیوان شمس مولانا به خوانش سهیل قاسمی

 

نویسنده‌ی بیوگرافی، مذهبی و کمک‌درسی

از دوران کودکی، نوشتن برای من یک سرگرمی جذاب بوده. در سال 1401، در سال آخر دوره ارشد، تصمیم گرفتم که این علاقه رو به یک حرفه تبدیل کنم و وارد دنیای تولید محتوای متنی بشم. من از نوشتن درباره موضوعات متنوع لذت می‌برم و همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید هستم. به همین دلیل، در اردیبهشت 1403 به تیم دیبامگ پیوستم و از اون زمان تا به حال، با اشتیاق در این تیم فعالیت می‌کنم.

اصول تحریریه‌ی دیبامگ — چطور می‌نویسیم، بازبینی و اصلاح می‌کنیم.

دیدگاه شما